میخوام بازم بنویسم
فعلا در همین حد
...
+
نوشته شده در چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 22:28 توسط محسن
|
حاصل عشق مترسک به کلاغ
مرگ یک مزرعه است
...
+
نوشته شده در جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 14:5 توسط محسن
|
این بدترین نوروزیه کا تا حالا داشتم
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 0:37 توسط محسن
|

من سرگردانم...
+
نوشته شده در یکشنبه 26 آبان1387ساعت 17:18 توسط محسن
|
چند روز است به اندازه ی ابعاد زمبن دلتنگم.
سینه ام از عطش خاطره ها میسوزد.
کاش میشد تقویم میشکفت میرویید.
و هر از گاهی چند روزهای خوش آن دوران را با نگاهی که در آن شوق تمنا میکرد خط به خط میچیدیم.
من به آواز زن شالیکار.
به خدایی که تو را زیبا ساخت.
به سکوتی که به شب معنا داد.
به نوای نگران سازم.
من به رقاصی این ثانیه ها مینازم.
خاک سردم اما در دلم غوغاییست.
راه ها مسدود است.
آقا ایست.آقا ایست
...
+
نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 23:17 توسط محسن
|
عشق ورزیدن را ازکویربیاموزیم که دریا بودنش را به آفتاب بخشید... "
+
نوشته شده در پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 1:41 توسط محسن
|
این تمام حرفیست که میخواهم بگویم
هیس..
+
نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 19:4 توسط محسن
|
میخوام برم
نمیشه...
+
نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 15:13 توسط محسن
|
الان دارم به یه آهنگ گوش میدم
که ازش خاطره دارم
اولین بار از پشت تلفن گوش دادم
برام جالب نبود
ولی چون واسه طرف مقابلم جالب بود
منم به دروغ گفتم جالبه
تا حالا به پل پشت سرت فکر کردی؟
...
+
نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 1:48 توسط محسن
|
امروز تولدمه
و
یکسال به مرگ نزدیگتر شدم.
تولدم مبارک
+
نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387ساعت 17:17 توسط محسن
|
کفشهای کهنه ام را میپوشم
با اینکه شسته شده اند
هنوز بو میدهند
توی کوچه خاکی
پایی پر از عرق
انگار پا توی گل گذاشتم
میخارد
جورابم کو
رسیدم
آقا کفش نو دارید؟
...
+
نوشته شده در شنبه 10 فروردین1387ساعت 0:6 توسط محسن
|
حرفهای فی البداهه
من و یک عشق مجازی
مبهم
و پر از سکوت و فریادی از دل
همه خاموشند
پی در پی
همه تاریکند ...
من مانده ام مبهوت
که در این سرای بی سامانی
آیا
میشود گفت
منم اینجایم
در پی ربی که جام خیام را
مقدس میکرد
و فر هادی که
میدانست
عشق است که میکند کوه را
و اوست که میمانددر دلها
عشق تنها یک واژه است
واژه ای برای تکرارها
+
نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 1:36 توسط محسن
|
امشب اصلا حالم خوب نیست
دلم گرفته
نه
حالم گرفته
هیچ دلیلی هم ندارم که بگم چرا اینجوری شدم.
الان تازه فهمیدم تنهایی رو میشه از این زاویه هم دید.
خدا جون منو هم بغل کن
من که تقصیری ندارم
نداشتم
نخواستم
نمیخوام
هستم؟
واقعاهستم؟
میشه کسی اینو بخونه که منو میخوند؟
خدا کنه نخونه
دلم یه ...........................میخواد
خدا جون بغلم کن...

+
نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 21:21 توسط محسن
|
سخته
سخته که بگن بخند ونتونی بخندی
بگن بمیر و نتونی بمیری
بگن یه چیزی بگو و نتونی حرف بزنی
حتی بگن برو گمشو و نتونی گمو گور بشی
وسخت تر از همه اینه که ...
بگن بنویس و نتونی بنویسی...
+
نوشته شده در یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 23:46 توسط محسن
|
امشب از خودم پرسیدم چرا
وقبل از اینکه سوالمو از خودم بپرسم
خوابم برد....
+
نوشته شده در جمعه 12 بهمن1386ساعت 21:2 توسط محسن
|
میخوام ساکت باشم و فقط گوش کنم
شما بگین...
.
+
نوشته شده در جمعه 28 دی1386ساعت 21:21 توسط محسن
|
جایزه نوبل برای احمق ها*
این از اون جایزه هاست که کسی دوست نداره برندش بشه.این جایزه از سال 1991 از طرف ماه نامه طنز/علمی "تحقیقات غیر محتمل" به برندگان داده میشه
جوایز دو دستن
رشته های جایزه نوبل اصلی ادبیات.صلح.فیزیک.شیمی.پزشکی واقتصاد
رشته های دیگه مثل سلامت عمومی.مهندسی و.....ا
چندتا از برنده ها
ریاضیات 1994
کلیسای باپتیست در آلاباما برای آمارگیری خانه به خانه و محاسبه دقیق تعداغد ساکنان آلاباما که در صورت توبه نکردن از گناهان به جهنم خواهند رفت
صلح 1996
زاک شیراگ رئیس جمهور فرانسه برای برگزاری مراسم سالگرد بمباران هیروشیما با انجام آزمایش بمب اتم در اقیانوس آرام
فیزیک 1996
رابرت ماتیو از دانشگاه استون انگلستان به خاطر مطالعاتش روی قوانین مورفی و به خصوص شبیه سازی قانون" نان تست همیشه از طرفی به زمین برخورد میکند که کره روی آن مالیده شده است" ا
صلح 2000
فرماندهی نیروی دریایی سلطنتی انگلستان برای صدور" دستور در مانورهای دریایی شلیک توپ از کشتی های جنگی ممنوع است.به جای آن ملوانان یک صدا فریاد بزنند" " بنگ"!!!ا
بیولوزی2001
باک وایمر از دانشگاه پوئلبو کلورادو برای اختراع لباس زیر مجهز به فیلترهای مخصوص که از خروج گازهای بدبو و انتشار ان در محیط جلوگیری میکند
پزشکی 2001
دکتر پیتر بارس از دانشگاه مک گیل کانادا برای تهیه گزارش تکان دهنده اش با عنوان "جراحات ناشی از افتادن نارگیل به روی سر"ا
شیمی 2004
کمپانک کوکاکولا به خاطر تبدیل آب رودخانه تایمز به آب معدنی "داسانی" بدون انجام دادن هیچگونه عملیات شیمیایی و صرفا با بسته بندی آن در بطری
+
نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386ساعت 16:9 توسط محسن
|
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
+
نوشته شده در چهارشنبه 19 دی1386ساعت 18:11 توسط محسن
|
شروع یک روز از زندگی
یک زندگی وارونه
زندگی برای سفر
سفری از روی اجبار
حمامی متفاوت
لباسی سفید و یکدست
عطری گیاهی
سوار بر دستان مردم
نمازی پیش تر از پیش نماز
خانه ای کوچک . تاریک . نمور
وحال یاد بازیهای کودکانه
هفت سنگ . قایم باشک
و دیدم
زیر هفت سنگ قایم شدم
نکند کسی مرا پیدا نکند
وحال می فهمم
تنهایی یعنی این
آه
چرا امروز اینگونه است
یادم آمد
من مرده ام...
...
+
نوشته شده در جمعه 14 دی1386ساعت 22:17 توسط محسن
|
ممنونم
از همه اونهایی که بهم حس خوب میدن ممنونم
یه جورایی دارم تنفسمو حس میکنم
حس لامسمم برگشته
زبری و لطافتو میفهمم
امروز بعد از مدتها با گوشه یه کاغذ نو بازی کردم
...
+
نوشته شده در سه شنبه 11 دی1386ساعت 23:45 توسط محسن
|